قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

1252

تاريخ الفي ( فارسى )

القصّه ، سفّاح از منبر فرود آمده به دار الإماره رفت و ابو جعفر منصور بن محمّد تا نماز ديگر در مسجد توقّف كرده از مردم به نام برادر بيعت مىگرفت . روز ديگر على الصّباح سفّاح حمام اعين را لشكرگاه ساخته عمّ خود عبد اللّه بن على را به حرب مروان حمار « 1 » نامزد كرد و عبد اللّه با سپاه ظفرپناه متوجّه مروان شد . و مروان نيز از حرّان بيرون آمده متوجّه عراق شد . القصّه ، در موضع زاب [ اكبر ] تلاقى فريقين روى نمود و از طرفين شجاعان صف‌شكن و دليران سرافكن بر يكديگر حمله آوردند . بعد از ساعتى ، مروان تاب مقاومت نياورده روى به فرار آورد و بسيارى از لشكر مروان حمار در آبى كه در آن نواحى بود غرق شدند . امّا مروان بعد از اين شكست ، به هر شهرى كه مىرفت اهل آن شهر او را در وى نمىگذاشتند و به جنگ پيش مىآمدند . بنابراين ، بالضّروره متوجّه مصر گرديد . عبد اللّه بن على در پى او مىراند تا آنكه به دمشق رسيد . وليد بن معاوية بن عبد الملك به ضبط دمشق درآمده شروع در جنگ كرد و عبد اللّه بن على محاصرهء دمشق نموده وليد را به قتل رسانيد . در خلال اين احوال ، فرمان سفّاح به وى رسيد كه برادر خود ، صالح ، را به طلب مروان فرست . صالح به موجب فرموده عمل نموده از عقب مروان شتافت و در نواحى مصر « 2 » به يكديگر رسيدند . مروان به قدم محاربه پيش آمده در اثناى جنگ نيزه‌اى بر تهيگاه او خورده از پاى درآمد . يكى سرش را از تن جدا ساخته نزد صالح آورد . شخصى آن سر را به اشارهء صالح جنبانيد كه زبان او از دهنش بيرون افتاد و گربه‌اى در ساعت او را ربود . صالح گفت : اى ياران ، از عجايب روزگار عبرت بگيريد و بر دولت چندروزه اعتماد مكنيد . پس صالح سر مروان را نزد سفّاح فرستاد . سفّاح سر به سجده نهاده مراسم شكر الهى را به تقديم رسانيد . مدّت حكومت مروان حمار پنج سال و چند ماه بود . بعد از او اساس سلطنت بنى اميّه از شعلهء غضب مالك قهار ، محترق [ 164 ب ] و نابود گرديد . « 3 » مدّت عمر مروان پنجاه و نه سال بود .

--> ( 1 ) . مسعودى لقب « جعدى » را براى مروان قايل است ؛ ترجمهء مروج الذّهب ، ج 2 ، ص 236 . و نيز گويند كلمه « حمار » در اصل « هومر » بوده يعنى شمارهء خوب و مقدّس ؛ و آن به سالهاى بشارتى اطلاق مىشده . و دكتر نوايى ( تاريخ گزيده ، ص 287 ) نيز اين قول را پسنديده و مىنويسد : « من اين توجيه را بهتر از ساير توجيهات كه دور از ذهن و خنك هستند مىدانم ، بخصوص كه در تاريخ يعقوبى ( ج 3 ، ص 4 ) به سنهء حمار اشاره شده است . » در خصوص وجه تسميهء نسبت حمار به مروان ؛ - النّجوم الزاهر ، ج 1 ، ص 322 ؛ سيوطى ، تاريخ الخلفا ، ص 255 . ( 2 ) . محل درگيرى و قتل مروان حمار در بوصير از دهكده‌هاى « فيوم » واقع در مصر عليا ، به تاريخ بيست و هفت ذيحجّه سال سى و دو هجرى بوده است . ( 3 ) . مدّت حكومت خاندان بنى اميّه از زمان معاوية بن أبى سفيان تا كشته شدن مروان بن محمّد ( - حمار ) نود و يك سال و نه ماه و پنج روز بود . شمار خلفاى اين خاندان ( - امويان و مروانيان ) چهارده نفر است : معاوية بن أبى سفيان ، يزيد بن -